شهر یار

شهر یاران بود و جای مهربانی این دیار ** مهربانی کی سر آمد شهر یاران را چه شد؟

شهر یار

شهر یاران بود و جای مهربانی این دیار ** مهربانی کی سر آمد شهر یاران را چه شد؟

کافیست با نگرشی به دور از زاویه تخصص و با نگاهی عوامانه قدمی زنیم بر پیکره صلب و سخت دست ساز بشر امروزی تا کمی شاید کمی بر آگاهی های مهر و موم و تزریق شده در پشت میزها و صندلی های دانشگاهیمان افزوده گردد.

بی تناسبی، سرگیجگی شدید هویتی، خودنمایی، تقلید، فردگرایی، مصرف زدگی، آلودگی، احساس غربت و ... و ... و ... اینها تنها چند کلید واژه ایست که در نگاه اول چشم ما را به خود خیره می سازد . کمی از گذر ما در کنار محیط مصنوع که می گذرد، با بسیاری از کمبودهایی که لازمه زندگی بشر می باشد، بر خواهیم خورد. کمبودهایی که چنان عرصه را بر انسان تنگ نموده است که همگان در حسرت و آرزوی آوارگی کوه و بیابان مانده اند.

میل تشابه به بیگانه، بریدن و جدایی از هویت ملی ، تفاخر، خود نمایی، رواج فرهنگ جدایی گزینی، عدم احساس توطن و تعلق به مکان، جدایی از همسایگان و امثالهم از جمله عوارض فرهنگیست که غربت انسان معاصر در زندگیش را متجلی می سازد.

انسان و محیط دو موضوع با تأثیر گذاری متقابلند. همانگونه که محیط مصنوع جلوه ای از فرهنگ و ارزشهای جامعه می باشد، انسان نیز قسمتی از هویت خویش را در محیط شهر و خانه خویش جستجو کرده ، به آن میل و یا از انتساب به آن گریزان است.

محیطی که وابسته است به قلمی در دست شهرسازان و معماران، برنامه ریزان و طراحان که زندگی انسانی را به صورت کاملا آمرانه تغییر می دهند. قلمی که می تواند بستری باشد برای تحقق و اجرای فلسفه ای که وجود انسانی را تعریف می کند و یا قلمی که برای به استحاله کشاندن هویت انسانی  نگاشته می شود.

اعتماد شهروندان امروزی بیش از آنکه به مسئولین و مدیران شهر خویش باشد اعتماد و اعتقادشان به معتمدین و بزرگان محلیست. رویکرد محله محوری و مشارکت یاوران محله و سهیم بودن آنها در کنار برنامه ریزان و کارشناسان خود عاملیست بر پویایی محلات و ارتقا سطح درک و آگاهی شهروندان از مسائل شهر که متأسفانه عدم توجه به حضور شهروندان و مشارکت مردم در کنار تصمیم گیران و برنامه ریزان ماحصلی جز شهرهایی تنها به عنوان تل انباری از انسان های بی هویت و بیگانه از خویش به دنبال نخواهد داشت. برنامه ریزان و کارشناسانی که در پشت درب های دفاتر خود نشسته اند و درباره سرنوشت و زندگی مردم یک شهر تصمیم می گیرند و در بلند مدت آنها را مجبور به تبعیت از آن وادار می نمایند. یک عده بی دلیل با لکه های آبی و سبز روی ملکشان بیچاره و عده ای دیگر نیز با رنگ قرمز و یا قهوه ای خوشبخت گردند.

با کمی تأمل به عنوان یک ناظر و منتقد از بیرون، به این طرح ها و نتیجه ملموس تر آن یعنی شهرهای امروزی که بنگریم و به صرف یک شهرساز با آن برخورد نداشته باشیم، جمله ای در ذهنمان مجسم می شود و آن جمله چیزی نیست جز اینکه شهرسازان ما کمتر از زورگویان، دیکتاتور نبوده اند و به این درک می رسیم که طرح ها و خط های کشیده شده از قلم کارشناسان چقدر دیکتاتور بوده و چقدر آمرانه برخورد کرده و نقش حضور مردم را نادیده گرفته است. بدیهی است ثمره و حاصل همین نگرش، همین شهرهایی امروزیست.

کژراهه نگاه شهرسازی گذشته ناشی از غالب ساختن نگرش ریاضی و هندسی بر شهرها و نادیده گرفتن مسائلی همچون علوم اجتماعی و انسانی در آنها بوده است. شهرسازان باید بستری فراهم کنند که شهروندان بتوانند به راحتی در آن بستر زندگی کنند و به جای اینکه بگوئیم شهرساز دیکتاتور، بگوئیم رسم زندگی دیکتاتوری که لازم است مدیران و مسئولان ذی ربط خود را از آن جدا کرده. پس اگر شهرسازان ما این قلم دیکتاتوری خود را بشکنند شاید بتوانند راحت تر و بهتر با مسائل شهرسازیمان برخورد نمایند.

شهرسازان و برنامه ریزان  از کنج عزلت دفاتر خویش، خود را برهانند و بستر و زمینه را طوری فراهم کنند که مردم با آگاهی های کامل برای مسائل روز خود حتی اوقات فراغتشان تصمیم بگیرند. بالاخره شهرها در وحله اول متعلق به مردم هستند.تصمیم گیران، حاکمان و صاحبان اصلی هر شهر را شهروندان آن تشکیل می دهند. به همین دلیل، مدیران شهری باید شناخت عمیقی از مردم به دست آورند و خواستهای آنان را در تصمیمات شهری دخالت دهند. در این مسیر، آنان باید بتوانند به جای اینکه (( برنامه ریزی برای مردم)) داشته باشند به ((برنامه ریزی با مردم)) روی بیاورند. از آنجا که خرد جمعی و وجدان اجتماعی کمتر اشتباه می کند، برنامه ریزان و مدیران شهری و شوراها می بایستی به خواست و نظرات و اندیشه مردم وکارشناسان متخصص مراجعه کنند. به هر حال مشارکت مردم توام با احترام به آنان به همان اندازه که موجب تکریم و پویایشان می شود، برای مدیران شهری نیز یکی از مهمترین ابزار، دستیابی به خرد جمعی است.

تجدید نظر جدی در شرح دروس دانشگاهی معماری و شهرسازی از طریق گنجاندن مباحث نظری و فلسفی در دروس، لزوم ارتقا آگاهی دست اندرکاران مسائل محیطی، معماری، شهرسازی و مدیریت شهری در زمینه ارتباط متقابل محیط و فرهنگ انسان، ملحوظ داشتن انسان و غایت حیات وی، آموزش عمومی به منظور تصحیح تلقی جامعه نسبت به مباحث شهری و مواردی از این جمله نمونه های پیشنهادی می باشد که در جهت هرچه بهتر دیده شدن و ارتباط صحیح محیط مصنوع با در نظر گرفتن و توجه به هویت انسانی در وضعیت موجود مورد اهمیت قلمداد می شود.

به امید ایرانی زیبا...


  • بچه های مسجد

سالیانی است درگیر هجومی ناگهانی ، شتاب زده و توان فرسا در شهر های چند میلیونی غوطه ور ، مهجور و با سرگیجگی شدید هویتی به خود وا گذاشته شده ایم. انگار که دیگر کاری از دستمان بر نمی آید. هجومی ناگهانی با نتایج شومش از راه رسیده است. شهرهای بزرگ امروزی با تل انباری از انسان های بی هویت و مغفول مانده زیر چرخ دنده های تکنولوژی له می شوند.

شهرهای پر زرق  و برق امروزی که بویی از هویت نبرده اند و بیش از پیش نشأت گرفته از فرهنگی بیگانه می باشند، هویت انسانی را مخدوش کرده است. شهرهایی که پر شده از آهن آلات و سیمان های خشن از بزرگرراه ها ، تونل ها ، تقاطع های غیر همسطح و چند سطحه که بیشتر در خدمت به ماشین خود نمایی می کنند تا خدمت به انسان ها.

وضعیت نابسامان و بی بند و بار شهر های امروزی با تقلید های کورکورانه و ناهمگون هویت انسانی را دست خوش تغییر داده است. انسان معاصر، پس رفت را در پس رشد تکنولوژی و مظاهر مادی آن پنهان ساخت و روابط عاطفی ، روحی و معنوی را در میان چرخ های ماشینیزم نابود نمود. انسان های عصر مدرنیسم با حضور در دوره پر رنگ و لعاب تکنولوژی های نوین خویشتن را خوشبخت ترین انسان ادوار تاریخ پنداشت. او دیگر چه می خواست؟ در صورتی که این مستی عقل گرایی روزی کمبودها را به چشمش آورد که دیگر دیر شده بود. روابط فرا مادی ، انسانی و احساس کمبودی آزار دهنده، روح و جسم او را آزار می دهد.

متأسفانه ماشین به عنوان محور اصلی توسعه شهرهای معاصر ، حرمت انسانی را به شدت خدشه دار کرده است و به تبع آن مد، مصرف و سوداگرایی که در شاخص های طرح ها و برنامه ها به نوعی خودنمایی نموده و ساختار شهر ها را شکل می دهد. الگو برداری کارت پستالی و بدون تفکر از معماری و شهرسازی غرب که نتیجه دگرگونیهای فکری و جهان بینی انسان عصر مدرن می باشد عوارض و تبعات جبران ناپذیزی در چند قرن اخیر بر پیکره شهرهای معاصر گذاشته است. از خود بیگانگی و بحران هویت به عنوان اصلی ترین عوارض ماشین زدگی به شدت بر انسان امروز تأثیر گذاشته است. از دیگر آثار  و امراض توسعه بی حد و مرز ماشینیزم می توان به مکانیکی اندیشیدن انسان که نتیجه و ثمره اینگونه اندیشیدن هایی تأثیر بر خلق آثار انسانی و حتی بر هنرها و بر معماری و شهرسازی است، اشاره نمود.

با بررسی و شناخت تکنولوژی و ماشینیزم صدمات و فواید آندر عصر حاضر به یک نگاه اعتدالی خواهیم رسید. نگاه اعتدالی تشکیل شده از مشاهده نقاط قوت و ضعف و همچنین دوری از نگاه افراط گرایانه (تکنولوژی زدگی) و نگاه تفریطی (تکنولوژی ستیزی) می باشد. راه حلبرون رفت از چنین دیدگاهایی، مدیریت صحیح تکنولوژی می باشد. منظور از مدیریت صحیح آن است که تکنولوژی ابزاری جهت استفاده درست در دست انسان و نه انسان مسخ شده و تحت سیطره تکنولوژی قرار گیرد. شناخت از هویت انسان و برون رفت از آن سرگیجگی هویتی نشأت گرفته از نفوذ ماشینیزم و محدود سازی و کنترل توجه به ماشین و پرداختن به اصل مقیاس انسانی و پیاده محوری نیز راه برون رفت از این سلطه مصنوع می باشد.

  • بچه های مسجد
شهر اسلامی-ایرانی

انسان مادی امروز غریب و به دور از هویت اصیل ، سرگردان و عجول به صورت توده هایی انبوه و تو در تو که در شهر های چند میلیونی تل انبار شده است،در عصر حاکمیت ماشین می زید. کلان شهر های خط کشی شده، شطرنجی و به اصطلاح مهندسی که هر چه بیشتر جامعه انسانی را به سمت ماشینی از پیش برنامه ریز ی شده به دور از خلاقیت نوآوری ، حصارشکنی و تازگی سوق می دهد.در زمانه کنونی شهر نه فقط محل سکونت جمعیت بلکه مظهر یک زمین بازی و بستری برای اجرای فلسفه ای است که از وجود انسان تعریف شده است فلسفه ای که قصد بیان آن را نداریم اما هر چه هست جز تعالی و مراتب کامل انسانی نیست. چیزی که در زمان حال ما را بر آن داشت تا به آن نه بگوئیم ، وضعیت نابسامان و بی بند و بار شهر های امروزیست و این شد تا به دنبال آرمان شهر اسلامی و ایرانی بگردیم. دوستی می گفت: شهر اسلامی چیزی نیست که از آسمان افتاده باشد ،شهریست که بر پایه عدالت طراحی شده باشد سخنی که با وجود کلی بودن اصالتی در آن نهان است.


به صورت کلی اگر بخواهیم بگوئیم ، شهری به صفت اسلامی مزین خواهد بود که مولفه هایی چون انسان ، رفتار و کالبد را باهم مورد توجه قرار داده باشد . شهری که با آرامش روحی و امنیت معنوی ، پایبندی به استفاده از معماری اصیل شرقی و رعایت زیبایی های بصری ، محتوابخشی ، برنامه ریزیو سیاستگذاری های مبتنی بر شاخص های ایرانی اسلامی و ... همراه باشد.

مقدمه و لازمه آرمان شهرهای اسلامی و لازمه تحقق مدینه فاضله ، مدیریت صحیح و اسلامی دولت شهرها می باشد. تشکیل دولت شهرهای اسلامی به عنوان یکی از مهمترین ارکان اجرایی در تحقق شهر اسلامی بایستی مد نظر قرار گیرد چرا که شهر توسط کارگزاران آن مدیریت و رشد و تعالی پیدا می کند و هرچه این کارگزاران بر اساس مبانی اسلامی برنامه ریزی و مدیریت کنند شهر ها به سمت اسلامی شدن سوق پیدا می کند. فرهنگ و زندگی مردم تا حد بالایی نشات گرفته از برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های دولت شهرها می باشد و این گواهی است بر اهمیت ادارات و سازمان های ذی ربطی همچون شهرداری ها و شوراهای شهر .

شهر امروزی متاسفانه بی هویت و خالی از نمادها و نشانه های اسلامی است. همان معدود مساجد با معماری اسلامی هم توسط انبوه ساختمان ها و آسمان خراش ها محدود شده است. هویت و ریشه فرهنگی یک جامعه اغلب از شهرهایش که مظهر فرهنگ ملی آنهاست عمیق تر و بیشتر است، اما در عین حال به شهر های خود که می نگریم از این فرهنگ عمیق تقریبا خبری نیست. شهر های بی بند و بار و غفلت زده با سیاستگزاری های غیر اسلامی توسط شهرداری ها و شوراهای به اصطلاح اسلامیاین شهرها از هویت اصیل و اسلامی خویش مورد غفلت قرار داده اند. یک مسئله دیگر نیزکه دچار فراموشی قرار گرفته عدم توجه به هویت های تاریخی و ملی است. شواهد گواهی است بر اینکه کشور های اروپایی در زمینه حفظ نشانه ها و یادگاری های تاریخی خود پیش قدم بوده اند. توجه به این چنین بناها خود در راستای هویت بخشی به شهر های اسلامی می باشد و اما شاید از این مهمتر یا به همین اندازه مورد اهمیت توجه به مسئله فضاهای شهری و تجلی معماری زیبای اسلامی و شرقی است.

یکی از نکات و شاخص های مورد اهمیت آرمان شهرهای اسلامی ، کالبد و چهره آن می باشد. شهر ها به عنوان پوسته و لباس تمدن باید مملو از ظواهر با ارزش تاریخی خود باشد. ظواهر و کالبد بناهای فیزیکی ، سیما و مناظر شهری باید به عنوان زبان و فرهنگ مردم آن شهر عمل کند، به گونه ای که ناظر بیرونی با مشاهده شهر در شفاف و مشخصی از تمدن با ارزش و فرهنگ غنی ساکنین بدست آورد. شهر ایرانی باید بیانگر هویت اصالت و فرهنگ شهروندان خود باشدهمچنین به لحاظ شکل ظاهری ، آرامش و امنیت روانی، پایبندی به معماری اسلامی و ایرانی ، رعایت زیبایی بصری و استحکام فنی ، گسترش نمادهای دینی و اخلاقی ، سهولت در خدمت رسانی ، عدالت محوری ، اهتمام به سلامت محیط زیست و توسعه فضاهای سبز را برای ساکنین خود فراهم آورد.

لازمه ظواهر ، کالبد و جلوه های بصری در شهر های اسلامی داشتن محتوا و برنامه است . در واقع محتواست که روح کلی ساختار ظاهری و عوامل کالبدی و بصری شهر اسلامی را شکل می دهد. روح کلی این برنامه ها باید در مسیر تحقق هرچه بیشتر معنویت اسلامی و در سایه گسترش نمادهای دینی و اخلاقی و مفاهیمی چون عدالت اجتماعی باشد. ساختار ظاهری و سیاستگذاری مدیران و مسئولان شهری باید به گسترش هرچه بیشتر قانون و قانون مداری ، توجه به اقشار مختلف جامعه اعم از زنان و کودکان علی الخصوص معلولان و جانبازان ، توجه به مقوله عدالت و قرار دادن آن در راس امور جاری شهر ها و همچنین توجه به گرایشات عقلانی در مدیریت شهری کمک کند.

فرهنگ ایرانی و نشانه های اسلامی که هم آمیخته با هم می باشند در بخش های شهرسازی ، معماری و زیباسازی شهر های امروزی متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته است. زیبا سازی شهر های ماشین محور امروزی ما با همه دودها ، سر و صدا و شلوغی هایش یک امر مهم تلقی می شود. البته این سوء برداشت پیش نیاید که زیباسازی در همه امور شامل تجملات و بریز و به پاش های مصرفانه محسوب می شود بلکه زیباسازی مناظر شهری امروزه یک امر لازم و ضروی و مطلقا شامل تجملات و هدر رفت هزینه ها نمی گردد. همان طور که هوای بد و آلودهدر ذهن و افکار و در نتیجه در رفتارها و اعمال انسان تاثیر می گذارد زیباسازی مناظر شهری نیز در روحیه ، فکر ، اعصاب ، نگاه مردم ساکن شهر و همچنین در عمل آنها تاثیر مثبت می گذارد. جلوگیری از اغتشاشات بصری و توازن ، هماهنگی و زیبایی در سیما و مناظر شهر در زندگی افراد جامعه و برخورد آنها با یکدیگر موثر بوده و افراد یک جامعه را به ترویج فرهنگ نظم ، قانون و قانون مداری و گسترش اخلاق دعوت می کند. زیباسازی همانند سالم سازی مزاج مردم می ماند . چشم نواز ، روح نواز و دل نشین بودن در ساخت سیما و مناظر شهر های اسلامی یک معیار است.

یکی دیگر از شاخص های آرمان شهر اسلامی که توسط دولت شهرهای امروزی به دست فراموشی سپرده شده است مسئله مهم فرهنگی می باشد. شهرداری ها به عنوان سازمان اجرایی در سطح شهرها عمده فعالیت و برنامه های خود را به مسائل عمرانی و شهرسازی پرداخته اند و از توجه به فرهنگ و پرداختن به مسائل فرهنگی در غفلت و خواب سنگینی به سر می برند.ایجاد پارک ها و فضاهای سبز ، فرهنگسراها و مجموعه های فرهنگی از کوچکترین فعالیت ها و اقدامات در راستای اهداف فرهنگی و وظایف شهرداری ها می باشد. وظایف فرهنگی دولت شهر های اسلامی در فرهنگسراو ساخت و سازها تعریف نمی شود بلکه شکاف های شدید طبقاتی و مسئله فقر که ثمره و نتیجه آن حضور متکدیان کودک و نوجوان و کارتون خوابها در سطح شهر هااست. تنها یکی از مهمترین وظایف فرهنگی سازمان های ذی ربط رسیدگی به این گونه مصادیق می باشد که متاسفانه جایگزین مسائلی همچون پل سازی ، تونل سازی و ساخت برج ها و مجتمع های تجاری شده است.

  • بچه های مسجد

وقتی نامی از شهر به میان می آید نیاز است تا درک صحیحی از مبانی توسعه و پیشرفت اسلامی و تضاد آن با مبانی و توسعه غربی داشته باشیم. متاسفانه عدم درک و اجرای صحیح این مبانی از سوی مسئولان شهری در سالیان متمادی الاخصوص در 6 سال گذشته که از عمر شورای شهر شیراز می گذرد،شیراز را به شهری با شکاف شدید طبقاتی بدل کرده است.

شورای پرحرف و حدیث سوم شهر شیراز از همان اوایل دوره فعالیتش رفاه و راحتی مرفهین و سختی و رنج مستضعفین را در دستور کار خود قرار داده بود و با تصویب طرح سراسر تبعیض هدف 90 بر ناعادلانه بودن توزیع امکانات مهر تائید زدند. مصوبه ای که از همان روزهای ابتدا در کانون اعتراضات مردم و دانشجویان عدالتخواه قرار گرفت.

عملکرد سال های اخیر مجموعه های شهرداری و شورای شهر با تفکر سرمایه داری که ثمره اش تصویب طرح تبعیض آمیز 90 ،تخصیص تنها 15 درصد از بودجه برای جنوب شهر ، توسعه غیر کارشناسانه به سمت شمال و شمال غرب ، از بین رفتن ریه تنفسی شهر (باغات قصر الدشت)،بیرون کردن حرم مطهر حضرت شاهچراغ از شهر با انتقال تمامی امکانات به سمت شمال شهر و ... می باشد.

نتیجه چنین تفکری، استدلالات و اظهارات اعضای شورای شهری می شود که در مصاحبه های خود چنین اعلام می کنند: آباد کردن هر منطقه از مناطق شهرداری مستلزم دریافت عوارض از همان منطقه است و در همان منطقه هم مصرف شود. با کمی فهم و درک از مبانی اسلامی و فلسفه خمس و زکات می توان دریافت که چنین اظهار نظراتی از مسئولین جامعیت اسلام را زیر سوال می برد. حضرت امام حسین (ع) می فرماید:تقسیم عادلانه بیت المال و اموال عمومی و توزیع عادلانه ثروت حکم خداست ، گرفتن مالیات از ثروتمندان و هزینه کردن به نفع فقرا ادامه همان تکلیف است.

گرچه شورای سوم شهر شیراز به جهت ضعف مدیریتی قادر به اجرای تمام پروژه های ناعادلانه و تبعیض آمیز هدف 90 هم نشد سخنی از تدوین و تنظیم طرحی با مضمون هدف 96 به میان می آورد که در دستور کار شورای چهارم شهر شیراز قرار گیرد.خطر انحراف شورای چهارم از آنجاست که تدوین چنین طرح هایی را در دستور کار خود قرار دهد و عدالت مهجور مانده در شورای سوم بیش از پیش مهجور تر گردد. طرح هایی که ماحصل آن ذبح عدالت اجتماعی در شهر و ایجاد شکاف طبقاتی میان مستضعفین و مرفهین و همچنین له شدن محرومین در زیر چرخ های توسعه با مبانی غرب و سرمایه داری می شود.

بی شک چنین مسیری از هدفگذاری شوراهای شهر برخاسته از همان مبانی غرب می باشد که در خور سومین شهر مذهبی ایران نمی باشد و آن را به بیراهه ای خطرناک رهسپار می کند.

  • بچه های مسجد